تبليغاتX
گروه آموزشی توسعه کاربرد فن آوری اطلاعات
گروه آموزشی توسعه کاربرد فن آوری اطلاعات
گروه آموزشی فن آوری مدیریت آموزش و پرورش شاهین شهر - استان اصفهان - ایران (فن آوری و حرفه و زبان )
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386
comon mistake in english ...  
Chinese Style The wasteful usage of water in factories leads to a shortage of water.
American Style The wasteful use of water in factories leads to a shortage of water.
  
   
Chinese Style Twenty-five-year-old Thomas Pang is regarded as matured enough to be elected president of the party.
American Style Twenty-five-year-old Thomas Pang is regarded as mature enough to be elected president of the party.
 The past participle of the verb may also be used adjectivally, but it should not be used to refer to human being.
   
Chinese Style The presence of one corrupted member in the council led to bad administration.
American Style The presence of one corrupt member in the council led to bad administration.
 The past participles of the verbs may also be used adjectivally, but they should not be used to refer to human being.
   
Chinese Style The swimming pool is opened to club members five days a week.
American Style The swimming pool is open to club members five days a week.
  
Chinese Style He was so tensed before the interview that he had to take a tranquilliser.
American Style He was so tense before the interview that he had to take a tranquilliser.
  
دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386
داستان حوری دریایی زنور (قسمت اول) ...  
 


The village of Zennor lies upon the windward coast of Cornwall. The houses cling to the hillside as if hung there by the wind. Waves still lick the ledges in the coves, and a few fishermen still set out to sea in their boats.
روستاي زنور بر ساحل بادگير كرنوال قرار داشت . خانه ها در دامنه ي كوهي  قرار گرفته بود كه گويي باد آنها را از آسمان  آويخته است.امواج آرام بر لبه ي ساحل زبانه مي كشيد و ماهيگيران به همراه قايق هايشان عازم دريا بودند .

In times past, the sea was both the beginning and the end for the folk of Zennor. It gave those fish for food and fish for sale, and made a wavy road to row from town to town. Hours were reckoned not by clocks but by the ebb and flow of the tide, and months and years ticked off by the herring runs. The sea took from them, too, and often wild, sudden storms would rise. Then fish and fisherman alike would be lost to an angry sea.

 

در روزگاران گذشته ، دريا همه چيز مردم زنور بود .به آنها ماهي براي خوردن و فروختني مي داد و جاده اي پر موج براي آنها مي ساخت تا از شهري به شهر ديگر پارو بزنند و مسافرت كنند .انها زمان را با ساعت نمي سنجيدند بلكه جزر و مد دريا زمان سنج آنها بود .ماهها و سالها با پيمودن و گذشتن شاه ماهي ها برايشان معنا پيدا مي كرد.دريا در عوض چيزهايي را نيز از آنها مي گرفت:طوفان هاي سهمگيني و ناگهاني هنگام وزش ،ماهي وماهيگير را از خشم دريا فراري مي كردند

داستان حوری دریایی زنور(قسمت دوم)
 
 
At the end of a good day, when the sea was calm and each boat had returned with its share of fish safely stowed in the hold, the people of Zennor would go up the path to the old church and give thanks. They would pray for a fine catch on the morrow, too. The choir would sing, and after the closing hymn the families would go

در پايان يك روز كاري هنگامي كه دريا آرام بود و هر قايقي با مقداري ماهي سالم به زنور بر مي گشت، مردم به كليساي قديمي مي رفتند و شكر گذاري به جا مي آوردند وبراي شكار خوب فردا نيز دعا مي كردند ،گروه كر آواز مي خواندند و پس از پايان سرود روحاني مردم به خانه هايشان  بر مي گشتند .

 

Now, in the choir that sang at Evensong there was a most handsome lad named Mathew Trowels. Not only was Mathew handsome to the eyes, his singing was sweet to the ears as well. His voice pealed out louder than the church bells, and each note rang clear and true. It was always Mathew who sang the closing hymn.

اكنون در گروه كر كه سرود شامگاهي را مي خواندند جوان بسيار زيبا و خوشتيپي به نام ماتيوترولا بود كه نه تنها خوش تيپ بود بلكه آواز گوش نوازي داشت.صداي او از ناقوس كليسا بلند تر بود و نتهاي موسيقي او واضح وخالصانه بود و هميشه او سرود روحاني پاياني را مي خواند.
 
حور دریایی زنور(قسمت 4)
 
 
Movement sat upon the rock and looked at herself in the quiet water, and then combed all the little crabs and seashells from her long, long hair. As she combed, she listened to the murmur of the waves and wind. And borne on the wind was Mathew's singing.

"What breeze is there that blows such a song?" wondered Movement. But then the wind died, and Mathew's song with it. The sun disappeared, and Movement slipped back beneath the water to her home.

The next evening she came again. But not to the rock. This time she swam closer to shore, the better to hear. And once more Mathew's voice carried out to sea, and Movement listened.

"What bird sings so sweet?" she asked, and she looked all about. But darkness had come, and her eyes saw only shadows.

The next day Movement came even earlier, and boldly. She floated right up by the fishermen's boats. And when she heard Mathew's voice, she called, "What reed is there that pipes such music?"

There was no answer save the swishing of the water round the skiffs.

مورورن بر روي صخره اي نشست و در آب صاف و راكد خود را تماشا كرد ،پس تمامي خرچنگ هاي كوچك  و صدف ها را از موهاي بسيار بلندش شانه زد.همين طور كه موهايش را شانه مي زد زمزمه امواج و صداي باد كه آواز ماتيورا به همراه داشت را شنيد .مورورن با شگفتي گفت:اين چه نسيمي است كه چنين صدايي را ايجاد مي كند !اما وقتي باد تمام شد هنوز هم صداي ماتيو به گوش مي رسيد .كم كم خورشيد از نظرها ناپديد شدو مورورن ليز خورد و وارد آب شد و به خانه_ اش رفت .

عصر روز بعد مورورن دوباره آمد اما اينبار نه بالاي صخره بلكه تا نزديكي ساحل نيز شنا كرد تا بهتر بتواند صدا را بشنود و بار ديگر اين صداي ماتيو بود كه تمام دريا را در بر گرفته بود و مورورن هم به آن گوش فرا مي داد .

مورورن از خود پرسيد: «اين كدام پرنده است كه به اين زيبايي آواز مي خواند» همه ي اطراف را نگاه كرد اما باز تاريكي داشت فرا مي رسيد و چشمان فقط سايه ها را مي ديد .

روز بعد مورورن صبورانه نزديكتر آمد. او تا قايقهاي ماهيگيران شنا كرد و هنگامي كه صداي ماتيو را شنيد با خود گفت اين چه آلت موسيقي است كه صداي ناي آن به اين زيبايي است ولي هيچ جوابي نبود كه او را از پرسه زدن در اطراف قايقها نجات دهد
 

 

داستان حوری دریایی زنور (قسمت سوم)
 

she combed, she listened to the murmur of the waves and wind. And borne on the wind was Mathew's singing.

"What breeze is there that blows such a song?" wondered Movement. But then the wind died, and Mathew's song with it. The sun disappeared, and Movement slipped back beneath the water to her home.

The next evening she came again. But not to the rock. This time she swam closer to shore, the better to hear. And once more Mathew's voice carried out to sea, and Movement listened.

"What bird sings so sweet?" she asked, and she looked all about. But darkness had come, and her eyes saw only shadows.

The next day Movement came even earlier, and boldly. She floated right up by the fishermen's boats. And when she heard Mathew's voice, she called, "What reed is there that pipes such music?"

There was no answer save the swishing of the water round the skiffs.

مورورن بر روي صخره اي نشست و در آب صاف و راكد خود را تماشا كرد ،پس تمامي خرچنگ هاي كوچك  و صدف ها را از موهاي بسيار بلندش شانه زد.همين طور كه موهايش را شانه مي زد زمزمه امواج و صداي باد كه آواز ماتيورا به همراه داشت را شنيد .مورورن با شگفتي گفت:اين چه نسيمي است كه چنين صدايي را ايجاد مي كند !اما وقتي باد تمام شد هنوز هم صداي ماتيو به گوش مي رسيد .كم كم خورشيد از نظرها ناپديد شدو مورورن ليز خورد و وارد آب شد و به خانه_ اش رفت .

 

 

 

 

 

حور دریایی زنور(قسمت5)
 
Movement would and must know more about the singing. So she pulled herself up on the shore itself. From there she could see the church and hear the music pouring from its open doors. Nothing would do then but she must peek in and learn for herself who sang so sweetly.

مورورن بايد چيزهايي را در مورد آن آواز مي دانست بنابراين خود را به سمت ساحل كشاند. از آنجا او مي توانست كليسا را ببيند و صداي موسيقي را كه از در باز آن كليسا بيرون مي آمد را بشنود اينبار هيچ اتفاقي نيافتاد اما او بايد مراقب   مي بود و مي فهميد چه كسي آن آواز زيبا را مي خواند.

Still, she did not go at once. For, looking behind her, she saw that the tide had begun to ebb and the water pull back from the shore. And she knew that she must go back, too, or be left stranded on the sand like a fish out of water.

او هنوز نرفته بود وقتي به پشت سرش نگريست ديد كه آب دريا شروع به فروكش

كردن نموده و از ساحل به سمت دريا كشيده مي شود. او مي دانست كه اكنون زمان برگشتن است يا بايد برگردد يا همچون ماهي خارج از آب بر روي ماسه هاي ساحل  بايد به گل بنشيند

So she dived down beneath the waves, down to the dark sea cave where she lived with her father the king. And there she told Lyle what she had heard.

 

.بنابراين داخل امواج دريا شيرجه زد و به طرف غار دريايي تاريك با پدرش ، پادشاه حوريهاي دريايي،زندگي مي كرد رفت و   در آنجا به لير گفت كه چه چيزي را شنيده است.

Lyle was so old he appeared to be carved of driftwood, and his hair floated out tangled and green, like seaweed. At Murderer’s words, he shook that massive head from side to side.

"To hear is enough, my child. To see is too much."

"I must go, Father," she pleaded, "for the music is magic."

"Nay," he answered. "The music is man-made, and it comes from a man's mouth. We people of the sea do not walk on the land of men."

لير پير روي يك الوار تراشيده كه آب آورده بود ايستاده بود و در حاليكه موهاي سبز و پيچيده اش همچون جلبك سبز در آب شناور بود هنگام صحبت كردن مورورن سرش را تكان داد و گفت :فرزندم همان شنيدن فقط كافي است ديدن او كار زيادي دارد ، .او در جواب پدر گفت:«پدر من بايد به خاطر آن موسيقي اي  كه مثل معجزه است بايد بروم ». پدر گفت:« نخير ،اين موسيقي را انسان توليد مي كند و از دهان يك انسان بيرون مي آيدما مردم دريا در خشكي انسانها قدم نمي گذاريم.»
 

 

 

 

 

 

 

حور دریایی زنور (قسمت 6)
 
A tear, larger than an ocean pearl, fell from Murderer’s eye. "Then surely I may die from the wanting down here."

Lyle sighed, and his sigh was like the rumbling of giant waves upon the rocks; for a mermaid to cry was a thing unheard of and it troubled the old sea king greatly.

"Go, then," he said at last, "but go with care. Cover your tail with a dress, such as their women wear. Go quietly, and make sure that none shall see you. And return by high tide, or you may not return at all."

"I shall take care, Father!" cried Movement, excited. "No one shall snare me like a herring!"

Lyle gave her a beautiful dress crusted with pearls and sea jade and coral and other ocean jewels. It covered her tail, and she covered her shining hair with a net, and so disguised she set out for the church and the land of men.

Slippery scales and fish's tail are not made for walking, and it was difficult for Movement to get up the path to the church. Nor was she used to the dress of an earth woman dragging behind. But get there she did, pulling herself forward by grasping on the trees, until she was at the very door of the church. She was just in time for the closing hymn. Some folks were looking down at their hymnbooks and some up at the choir, so, since none had eyes in the backs of their heads, they did not see Movement. But she saw them, and Mathew as well. He was as handsome as an angel, and when he sang it was like a harp from heaven -- although Movement, of course, being aز mermaid, knew nothing of either.

اشكي بزرگتر از مرواريد اقيانوس از چشم مورورن سرازير شد:«پس من مطمئنآ بدون آن در اينجا خواهم مرد.» لير آهي همچون غرش يك موج بزرگ كه بر صخره برخورد مي كند كشيد.

براي يك حوري دريايي گريستن كاري بسيار عجيب بود لذا اين گريه پادشاه پير دريا را به سختي آزرد. بالاخره او گفت:برو اما احتياط كن . دمت را با يك لباس بپوش همانطوركه زنان انسانها مي پوشند.با سكوت كامل برو و مطمئن شو كه كسي تو را نخواهد ديد و در زمانيكه آب دريا در مد هست برگردد والا ممكن است اصلآ نتواني بر گردي .

مورورن در حاليكه هيجان زده بودگفت: «من مراقبم پدر ، هيچكس نخواهد توانست مرا همچون شاه ماهي در دام اندازد».

لير به او يك پيراهن زيبا كه مرصع به مرواريد والب دريايي و مرجان و ديگر جواهرات ديگر بود به او داد . اين لباس دم اورا پوشاند وموهايش را با يك تور پنهان كردوبا اين تغيير قيافه او براي رفتن به كليسا و خشكي انسانها آماده شد.

لغزندگي بدن او و دم ماهي او براي پياده روي مناسب نبود و پيمودن مسير تا كليسا را براي او مشكل مي كرد.و ديگر اينكه لباسي را كه او مثل زنان زميني پوشيده بود روي زمين كشيده مي شد.اوبه طرز ماهرانه اي خود رابه پشت درختها مي رساند تا جايي كه نزديك در كليسا رسيد. او بايد در پايان سرود روحاني آنجا مي بود .بعضي از مردم به كتاب هاي سرود خود نگاه مي كردند و برخي نيز به گروه كر مي نگريستند بنابراين هيچ كدام او را نديدند چون از پشت سر خود چشم نداشتند ،امااو آنها وماتيو را مي ديد . او بسيار خوشگل و زيبا همانند فرشته بود و هنگاميكه  مي خواند همانند صداي چنگ در بهشت بود . اگر چه مورورن يك حوريه دريايي بود و چيزي در مورد او نمي دانست
 

 

 

حور دریای زنور( قسمت 7)
 
So each night thereafter, Movement would dress and come up to the church, to look and to listen, staying but a few minutes and always leaving before the last note faded and in time to catch the swell of high tide. And night by night, month by month, Mathew grew taller and his voice grew deeper and stronger (though Movement neither grew nor changed, for that is the way of mermaids). And so it went for most of a year, until the evening when Movement lingered longer than usual. She had heard Mathew sing one verse, and then another, and begin a third. Each refrain was lovelier than the one before, and Movement caught her breath in a sigh.

It was just a little sigh, softer than the whisper of a wave. But it was enough for Mathew to hear, and he looked to the back of the church and saw the mermaid. Murderer’s eyes were shining, and the net had slipped from her head and her hair was wet and gleaming, too. Mathew stopped his singing. He was struck silent by the look of her -- and by his love for her. For these things will happen.

Movement was frightened. Mathew had seen her, and her father had warned that none must look at her. Besides, the church was warm and dry, and I people must be cool and wet. Movement felt herself shriveling, and turned in haste from the door.

بنابراين هر شب پس از آن ، مورورن لباس مي پوشيد و به كليسا مي آمد تا به ماتيو نگاه كند و صداي او را بشنود .وبراي مدت كوتاهي توقف كند و قبل از فرو كش كردن آب دريا آنجا را ترك مي كرد . وشب به شب،ماه به ماه ماتيو بزرگتر وبزرگتر مي شدوصدايش نافذتر وقوي تر مي گرديد. وقريب به يكسال بود كه آنروز عصر هنگامي كه مورورن بيشتر از حد معمول ايستاد.اوشنيد كه ماتيو يك شعر را سه بار خواند هر بار خواندن زيباتر وعاشقانه تر از دفعه قبل بود ومورورن فقط افسوس خورد.

اين يك آه كوچكي بود به نرمي امواج دريا.اما اين براي ماتيو كافي بود كه اين آه را بشنود او نگاهي به وبه عقب كليسا نگاه كندوحوري دريايي را ببيند .چشمان مورورن داشت مي درخشيدوتوري كه با آن موهايش رابسته بود به ناگاه از روي سرش خزيدوموهايش مرطوب وبراق بود.ماتيوخواندنش را متوقف كرد.اوبا نگاه كردن به مورورن از خواندن باز ماند او عاشق مورورن شده بود و بخاطر همين اين اتفاقات افتاد.

مورورن وحشت زده بود.ماتيو به او نگاه كرددر حاليكه پدرش به او هشدار داده بود كه هيچكس نبايد او را ببيند.گذشته از اين كليسا گرم وخشك بود مردم سرد ومرطوب .مورورن احساس كرد خشك شده است و با عجله از در كليسا بيرون آمد.
 

 

 

      

لِلعَبّاسِ عِندَاللهِ لَمَنزِلَهٌ يَغبِطُهُ بِها جَميعُ الشُّهَداءِ يَوم  َ القيِامَهِ   

Imam Sagged (A.S): "Abbes is granted by Allah a status  which would result in the envoy of the martyrs on the Day of Judgment." 

 

 خَفِ اللهَِ تَعالي لِقُدرَتِهِ عَلَيكَ وَ اسْتَحيِ مِنهُ لِقُربِهِ مِنكَ

Imam Sagged (A.S): "Think of the might of God the All Mighty over thee and be bashful for His closeness to thee." 

 

هَلَكَ مَن لَيسَ لَهُ حَكيمٌ يُرشِدُهُ

 Imam Sagged (A.S): "The one who is deprived of a wise guide to be guided by shall go stray."

 

مَن رَمَي النَّاسَ بِما فيهم، رَمَوهُ بِما لَيسَ فيه

Imam Sagged (A.S):"He who attributes to people what is in their nature will be attributed to the ones which is not owned by him."

 

نَظَرُ المُؤمِنِ في وَجهِ أخيهِ المُؤمِنِ لِلمَوَدَّهِ وَ المَحَبَّهِ لَهُ عِبادهُ

Imam Sagged (A.S): "The kind and affectionate looking of a Moment (true-believer) at his Moment brother is considered as a worship." 

 

 إنَّها (الصَّدَقهَ) تَقَعُ في يَدِ اللهِ أن تَقَعَ في يَدِ السّائلِ

 عّده الّداعي، ح 121

Imam Sagged (A.S): "Charity before reaching to the poor’s hand would be received by God’s hand." 

 

أنتِ بِحمدِاللهِ عالِمَهٌ غَيرُ مُعَلَّمَهٍ و فَهِمَهٌ غيرُ مُفَهَّمهٍ

Imam sagged (A.S): "(Thou Reyna) arts a scientist who did not receive guidance from any professor and the wise one having no instructor around."  
 

المًؤمنُصمُتُ لِيَس يَ لَمَ وَ يَنطِقُ لِيَغنَمَ

Imam sagged (A.S): "Moment would silence to be safe and sound and speaks to
داستان فوق کاری از همکار محترم سرکار خانم صادقی دبیر محترم زبان

دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386
...  
Bit چيست ؟

كلمه بيت مخفف عبارت binary digit است. اعداد دودويي يا باينري يعني همان روشي است كه يك كامپيوتر داده ها را با آن ذخيره كرده يا در قالب آن انتقال مي دهد. يك بيت مي تواند مقداري بين صفر يا يك را به خود بگيرد. اگر تعدادي از بيت را پشت سرهم رديف كنيم ، به يك كد باينري مي رسيم مثل 1001011000101 كه مي تواند بيانگر يك دستورالعمل رياضي مثل جمع يا تفريق،‌يك محل خاص از حافظه جهت آدرس دهي، و يا يك داده مشخص مثلا عدد 12.456 باشد. يك پردازنده 32 بيتي، مثل پنتيوم قادر است بااستفاده از اين رشته صفر و يك، تا عدد 2 به توان 32 را كد گذاري كند يا در اصطلاح، آن را به مبناي باينري ببرد. طبيعي است كه اين ميزان براي يك پردازنده 64 بيتي به 2 به توان 64 مي رسد و اين بدان معني است كه يك پردازنده 64 بيتي، مي تواند سقف بسيار بالاتري از اعداد را در واحد زمان پشتيباني كند. بنابراين اگر يك پردازنده 32 بيتي بخواهد عددي بيشتر از2 به توان 32 را پردازش كند يا انتقال دهد، بايد در دو سيكل زماني اين كار را انجام دهد كه وقت بيشتري را نسبت به يك پردازنده 64بيتي صرف مي كند. بدين ترتيب يك پردازنده 64 بيتي، صرف نظر از آن كه چند سيكل زماني در ثانيه بيشتر از يك پردازنده 32 بيتي دارد، در هر كدام از اين سيكل هاي زماني نيز قادر است دو برابر يك پردازنده 32 بيتي عمل پردازش را انجام دهد.


حافظه ، مسئله مهم تر

اما عامل ديگري كه تحت تأثير دامنه بيتي كه پردازنده قرار مي گيرد، ميزان حافظه اي است كه سيستم پشتيباني مي كند يا مورد دسترسي قرار مي دهد. در پردازنده هاي 32 بيتي كه با سيستم عامل هاي همگون 32 بيتي كار مي كنند، تنها چهار گيگا بايت از فضاي حافظه RAM قابل دسترسي است كه حتي اين مقدار هم توسط سيستم عامل هاي 32 بيتي ، اغلب به دو گيگا بايت كاهش مي يابد. زيرا دو گيگا بايت ديگر از آن بايد به برنامه هاي كاربردي جهت اجرا تخصيص داده شود. پردازنده پنتيوم 4 محصول اينتل و آتلون XP از AMD، از جمله همين پردازنده هايي هستند كه عليرغم فركانس بالا جهت اجراي تعداد بيشتري دستورالعمل در واحد زمان ، به دليل عدم امكان دسترسي به مقادير زيادتري از حافظه، گاه سرورهاي محيط هاي Enterprise را با مشكل مواجه مي كنند. در حالي كه اين مشكل ، در پردازنده هاي 64 بيتي البته به شرط اجراي برنامه هاي 64 بيتي تحت سيستم عامل هاي 64 بيتي با پشتيباني از چند ترابايت فضاي حافظه، برطرف شده است .


اينتل و AMD

شركت AMD، با ساخت اولين مدل آتلون 64 بيتي كه البته برخلاف نام آن ، قابليت پشتيباني 40 بيتي از حافظه را داشت و مي توانست 136 گيگا بايت از فضاي حافظه را آدرس دهي كند و اينتل با ساخت پردازنده Xeon سري DP با قابليت اجراي 32و 64 بيتي و برخورداري از تكنولوژي hyper threading ، اولين گام را جهت ساخت پردازنده هاي 64 بيتي برداشتند. اين پردازنده ها علاوه بر مهيا ساختن قابليت دسترسي به ميزان حافظه بيشتر براي سيستم عامل، به هر برنامه كاربردي قابل اجرا برروي آن سيستم عامل ، يك بلاك چهر گيگا بايتي از حافظه را جهت اجرا اختصاص مي دهند. اين توانايي جديد به نحو بسيار محسوسي ، كاربران برنامه هاي طراحي مهندسي و بسياري از بانك هاي اطلاعاتي را با افزايش كارايي و سرعت اجراي برنام ها مواجه كرد. اين پردازنده ها كه طبق نظر سازندگانشان به طور كامل از سيستم عامل ها و برنامه هاي 32 بيتي پشتيباني كرده و هيچ خللي را به دليل ارتقا به وضعيت 64 بيتي، در برنامه هاي قبلي وارد نمي كردند و به قول خودشان سازگار باقبل بودند، تنها در صورت اجراي سيستم عامل هاي 64 بيتي و همچنين اجراي برنامه هاي 64 بيتي، مي توانستند قدرت خودشان را به نمايش بگذراند. در حالي كه در زمان اجراي 32 بيتي بر روي سيستم عامل هاي 32 بيتي، تنها چيزهايي كه مي توانند عايد اين محيط هاي قديمي نماينده، عبارت است از:

 

1.       استفاده ازفركانس بالاتر از جهت اجراي تعداد بيشتري دستورالعمل در واحد زمان

2.       استفاده از سطوح بالاتر cache جهت افزايش دسترسي به اطلاعات

3.       استفاده از سيليكون هايي با كيفيت بالاتر و داراي تعداد ترانزيستور بيشتر باز هم در راه افزايش سرعت.


به هر روي هر دو شركت سرشناس توليد كنند پردازنده هاي 64 بيتي براي كامپيوتري x86 مدعي ساخت پردازنده هاي مذكور با كيفيت بالاتر بوده و در واقع هر دو ادعاي پيشتازي در اين عرصه را دارند.


راه حل هاي اينتل

1)        اين راه حل ها شامل سه دسته پردازنده بعد از ارائه Xeon DP و سه مدل پردازنده ايتانيوم به شرح زير است :

2)        پردازنده هاي سري 64bit xeon  , اين سري از پردازنده هاي اينتل با قدرت انعطاف بالا و دو مگا بايت cache لايه سه ، به عنوان محبوب ترين پردازنده 64 بيتي براي سرورها شناخته شده اند. ضمن اينكه قادرند هم برنامه هاي 64 بيتي و هم برنامه هاي 32 بيتي را با كارايي بالا و با استفاده از حافظه هاي DDR2 و خطوط حامل PCI Express اجرا كنند و در نتيجه كارايي سيستم را تا حد 50 درصد بالاتر از xeonهاي قديمي تر32 بيتي ، مثل پردازنده xeon DP 3.2 گيگا هرتز ببرند. اين پردازنده ها در وب سرورها و ايميل سرورها كاربرد زيادي دارند.

3)        پردازنده هاي سري 64bit xeon MP , قدرتمندترين و سريع ترين پردازنده با نام xeon است و با قدرت بالاي دسترسي به حافظه، هشت مگا بايت cache لايه سه و وجود فناوري DBS، بهترين انتخاب براي سرورهاي لايه واسط ، يعني همان Application Server يا سرور مربوط به بانك هاي اطلاعاتي با حجم داده و پردازش بالا مي باشد. اين سرور در كاربردهاي Enterprise، مثل سيستم هاي تجاري ERP و BI كاربرد بسيار مناسبي دارد .

4)        64bit xeon workstation , همان گونه كه از نام آن برمي آيد، اين پردازنده قادر است با استفاده از قابليت هايي مثل NetBurst، PCI Express، Cache لايه دو، و فناوري hyper threading، برنامه هاي 32 و 64 بيتي، خصوصا برنامه هاي طراحي مهندسي، گرافيك و امثال آن را با كارايي و سرعت بالا اجرا نمايد.

5)        Itanium2 , قدرتمندترين و با ثبات ترين پردازنده ساخت اينتل است . اين پردازنده كه خود در مدل هاي DP، MP و Low Voltage به بازار ارائه شده است ، با قابليت نه مگا بايت فضاي cache لايه سه، بالاترين كارايي و سرعت را براي سرورهاي لايه واسط ، بانك هاي اطلاعاتي ، راه حل هاي ERP، BI، HPC، و انواع سيستم هاي مديريتي پيچيده به ارمغان مي آورد.  پردازنده هاي سري ايتانيوم، آلتوناتيوي قوي براي سيستم هاي اطلاعاتي موجود برروي پردازنده هاي RISC ساخت آي بي ام بوده و با قيمت بسيار پايين تر از سيستم هاي MainFrame، رقيبي سرسخت براي آن به حساب مي آيند.


راه حل AMD

AMD براي پشتيباني از فناوري پردازش هاي 64 بيتي ، چندين مدل پردازنده 64 بيتي آتلون، اپترون، و توريون را ارائه كرده است . كه در ادامه به بررسي اجمالي آن ها پرداخته مي شود.

1.       AMD Athlon64  , انواع و اقسام مختلفي از آتلون سري 64 براي اجراي برنامه هاي 64 و 32 بيتي با كارايي بالا ساخته شده است . اين پردازنده ها كه با فناوري هاي قابل رقابت مشابه آنچه كه در اينتل براي ساخت پردازنده هاي زئون ساخته شده است، ارائه شده اند، به كاربران كامپيوترهاي دسكتاپ اجازه مي دهد برنامه هاي كاربردي اي كه به سرعت بالا دسترسي سريع به حجم بالاي حافظه نياز دارند را با كارايي بالايي اجرا نمايند. برنامه هاي گرافيكي و مالتي مديا، بازي هاي سه بعدي ، ويرايش تصاوير، فيلم، موسيقي، و به طور كلي Applicationهاي مربوط به كاربران نهايي ،‌بهترين بهره را از اين پردازنده ها مي برند. اين پردازنده در چند مدل مختلف ارائه شده كه از مدل FX آن براي كاربردهاي دسكتاپ و از مدل MP براي سرورها استفاده مي شود.

2.       Opteron  , AMD، پردازنده هاي سري اپترون را در قالب و همپاي با xeonهاي 64 بيتي و تا حدودي پردازنده هاي گران قيمت تر ايتانيوم ساخته است. اين پردازنده كه به گفته AMD با تركيب فاكتورهاي مهمي چون سازگاري، كارايي ، قابليت اعتماد، و قيمت نسبتا پايين رقابتي ، پا به عرصه وجود گذاشته، تاكنون در قالب چهار مدل مختلف سري 1-8wag و سري هاي 200،100 و 800 به بازار عرضه شده است. اين پردازنده قادر است تا 256 ترابايت فضاي حافظه را مورد دسترسي قرار دهد و با استفاده از توان مصرفي نسبتا پايين 55 وات براي سري HE و 30 وات براي سري EE از هدر رفتن توان مصرفي پردازنده و درنهايت كل سيستم جلوگيري كند. پردازنده هاي آتلون و اپترون 64 بيتي تاكنون بارها از طرف مجامع مختلف به عنوان مقرون به صرفه ترين راه حل براي كاربردهاي دسكتاپ و تا حدودي Enterprise با حفظ هردو فاكتور كارايي بالا و قيمت پايين شناخته شده است .

3.       Turion  , اين پردازنده به منظور ايجاد امكان سواركردن سيستم عامل هاي 32 و 64 بيتي برروي كامپيوترهاي نوت بوك با تكنولوژي Mobile طراحي وساخته شده است. اين پردازنده با وزن بسياركم، مصرف انرژي پايين، و ايجاد حرارت محدود با فناوري بي سيم بسيار سازگار بوده و مي تواند با كارايي بسيار بالاتري نسبت به پردازنده هاي معمولي دستگاه هاي مبتني بر تكنولوژي موبايل و بي سيم، به اجراي برنامه هاي طراحي شده براي اين محيط ها بپردازد. سيستم عامل، كليه برنامه هاي صوتي و تصويري ، بازي ها و امثال آن از مزاياي افزايش سرعت با استفاده از اين پردازنده 64بيتي بهره مند مي شوند.

دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386
مطالبی درباره کرم ابریشم ...  
تبليغات X

مدرس

علمی

پروانه  کرم ابریشم

پروانه کرم ابریشم

 یکی از حشرات بسیار سودمند پروانه کرم ابریشم است که در صنعت نوغانداری درامدهای کلانی را نصیب جامعه می کند.این صنعت در ایران جای خود را پیدا کرده است و اهمیت این حشره به درستی شناخته شده است.‬۸۰هزار خانوار كشاورز در استانهاي گيلان، گلستان، مازندران، خراسان، آذربايجان شرقي، اصفهان و فارس در كنار كار كشاورزي به پرورش كرم ابريشم اشتغال دارند كه ازاين تعداد ‪ ۴۰‬هزار خانوار آن در گيلان زندگي مي‌كنند.نوغانداران كشور هر سال حدود سه هزارو ‪ ۵۰۰‬تن پيله تر توليد مي‌كنند كه در كارگاههاي سنتي به نخ خالص ابريشم تبديل مي‌شود و به مصرف بافت فرشهاي ابريشمي مي‌رسد.

پیله کرم ابریشم

كرم ابريشم پس از حدود ‪ ۴۵‬تا ‪ ۶۰‬روز نگهداري و تغذيه با برگ درخت توت به دور خود پيله مي‌تند. پيله تر قبل از آنكه كرم داخل آن به پروانه تبديل شود در كارگاهها و كارخانه‌هاي پيله خشك كني، خشك و سپس نخ كشي مي‌شود.

پرورش كرم ابريشم از نقطه نظر بازگشت سرمايه گذاري نسبتا سريع است. اين فعاليت مي تواند به عنوان منبع درآمد ارزي كشور از طريق توليد مواد خام,‌ نخ ابريشم قالي, توليد پارچه ابريشمي و ساير فعاليت هاي مربوط به صنعت ابريشم قرارگيرد. با توجه به توسعه اين بخش توليدي, فرصت زيادي براي توسعه صنايع دستي فراهم مي شود كه توسعه اين بخش صنعت به نوبه خود كمك فراواني به جامعه روستايي خواهد نمود و باعث بكارگيري نيروهاي مازاد بخش كشاورزي و زنان روستايي را فراهم خواهد ساخت.

براي تهيه الياف ابريشم, كرم ابريشم را در مكانهايي به نام تلنبار نگهداري كرده و با برگ توت تغذيه مي كنند. كرم ابريشم پس از طي مراحل لاروي اقدام به تنيدن پيله به دور خود مي كند. پس از تكميل پيله تني به فاصله يك تا دو روز اقدام به خشك كردن پيله ها به يكي از سه روش زير عمل مي كنند:‌الف) روش گرماي خشك بوسيله حرارت مستقيم آفتاب داغ ب) روش گرماي مرطوب با بخار آب ج) روش مركب با استفاده از دو روش فوق به صورت توام

مواد مورد نیاز نوغان (كرم ابريشم) و برگ درخت توت می باشد.

در پى گسترش الياف و ابريشم هاى مصنوعى و به انزوا كشيده شدن صنعت ابريشم، انستيتو ملى علوم كشاورزى زيستى (NIAS) واقع در تسوكوبا به فكر پرورش كرم هاى ابريشم تراريختى (تغييريافته ژنتيكى) افتاد كه بتوانند به جاى ابريشم پروتئين توليد كنند. شركت صنايع توراى (Toray) كه در زمينه توليد الياف، فرآورده هاى دارويى و تجهيزات پزشكى فعاليت دارد در ناحيه اهيم (Ehime) دست به ايجاد كارخانه اى موسوم به «كارخانه حشرات» زده است كه محصول آن پروتئينى به نام اينترفرون است كه معمولاً در درمان عفونت هاى ويروسى سگ ها و گربه ها مورد استفاده قرار مى گيرد.
كرم هاى ابريشم پس از دريافت نوعى ويروس تغييريافته ژنتيكى به قفسه هاى خاصى انتقال پيدا مى كنند و آن قدر در آنجا نگهدارى مى شوند تا ويروس هاى موجود در بدن آنها رشد كند.
ژاپن در راس كشورهاى پرورش دهنده كرم هاى ابريشم قرار دارد. براساس گزارش هاى ارائه شده بيش از هزار گونه كرم ابريشم در جهان وجود دارد كه ژاپن قادر به پرورش و توليد بيش از ۶۰۰ نوع از آنها است. فعالیت تحقیقاتی ذکر شده بالا نیز توسط سازمان فرآورده هاى دارويى حيوانات  که در ژاپن مستقر است صورت میگیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بيستم مهر 1384ساعت 10:44  توسط وهاب  |  6 نظر

پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386
...  
دوشنبه بیستم فروردین 1386
بررسی پیک های نوروزی سال86-85 ...  

پیک سال اول: ارسالی ازناحیه ۵ اصفهان

نقاط قوت:مطالب مفید ومتنوعی از کتاب آموزش حرفه وفن در آن قابل مشاهده می باشداز جمله کربو ئیدراتها-طلای کثیف-صرفه جویی در مصرف آب-زنگ زدگی آلو مینیوم و....همچنین طرح روی جلد متناسب با فناوری می باشد.

 نقاط ضعف : مطالب مربوط به طلای کثیف با پیک سال سوم مشابهت دارد.

 


... ادامه مطلب
دوشنبه بیستم فروردین 1386
نظرات وانتقادات در مورد پیکهای نوروزی(رشته زبان راهنمایی ) ...  
نکات مثبت :مطالب متنوع بود و اطلاعات مفیدی به دانش اموزان ارائه داده شده است

نکات مورد پیشنهاد :بهتر است مطالب تا حدودی با اطلاعات درسی دانش اموزان مرتبط باشد.اطلاعت عمومی دانش اموزان مناطق دور افتاده در تدوین پیکها در نظر گرفته بشود  .سایتهای اموزش زبان معرفی میشد تا دانش اموزان انگیزه جدیدی در اموزش زبان به دست اورند .

دوشنبه بیستم فروردین 1386
کدهای جاوا ...  
با سلام و آروزی آغاز سالی نو و سرشار از موفقیت.

لینک کدهای جاوا که در قسمت عناوین مهم قرار گرفته شما را در دستیابی به جدید ترین کدهای جاوا برای استفاده در وبلاگ کمک می کند. این قسمت هرچن وقت یکبار بروز رسانی می گردد.

پنجشنبه دوم فروردین 1386
سال نو مبارک ...  
با آرزوی سالی خوش و پرثمر برای شما عزیزان.

در ادامه مطلب می توانید تبریک سال نو (نوروز) را به دیگر زبان ها ببینید.


(اگر اشتباه است حتما در قسمت نظر خواهی بفرمایید)

 


... ادامه مطلب